دو نفر توی مغزم نشستند
با هم حرف می زنند . بحث می کنند
از گوشیم صدا میاد
یه لحظه بی اختیار حرکت می کنم به سمت گوشی به خیال این که خودشه
وسط راه به خودم می گم : دیوونه شدی ؟ بر می گردم سر جام
همچنان از گوشیم صدا میاد
اون دوتا تو مغزم بحثشون عوض می شه
اولی به اون یکی میگه اگه خودش باشه چی؟
دومی براش هزار تا دلیل میاره که امکان نداره اون باشه
صدا قطع میشه
اولی میگه اگه خودش بوده باشه چی؟
دومی با یه اعتماد به نفس حال به هم زنی رو به من میکنه
میگه برو اون گوشی رو نگاه کن تا به این احمق ثابت بشه که اون دیگه نیست
هیچ وقت نبوده
تورو نخواسته
صداقت تو براش به حساب بچگیت بوده
تو با دوتا دست و دو تا پا براش کافی نبودی
مرد نبودی رفته پی یه مرد